راهبردهای پرورش خلاقیت و نو آوری - سطح اول

راهبردهای پرورش خلاقیت و نو آوری - سطح اول

مفهوم خلاقیت ، انواع آن ، ویژگی های افراد خلاق، تکنیک های پرورش آن در محیط های آموزشی و سازمانی...


راهبردهای پرورش خلاقیت و نو آوری - سطح دوم

راهبردهای پرورش خلاقیت و نو آوری - سطح دوم

مفهوم خلاقیت ، انواع آن ، ویژگی های افراد خلاق، تکنیک های پرورش آن در محیط های آموزشی و سازمانی...

 


مصاحبه بالینی کودک و نوجوانان - سطح اول

مصاحبه بالینی کودک و نوجوانان - سطح اول

ارائه مفاهیم ، مصاحبه ، انواع آن (تشخیصی و درمانی)، کارکردهای آن و شیوه های اجرا در موقعیت های بالینی...


مصاحبه بالینی کودک و نوجوانان - سطح دوم

مصاحبه بالینی کودک و نوجوانان - سطح دوم

ارائه مفاهیم ، مصاحبه ، انواع آن (تشخیصی و درمانی)، کارکردهای آن و شیوه های اجرا در موقعیت های بالینی...

 


اختلالات  کم توجهی بیش فعالی

اختلالات کم توجهی بیش فعالی

اختلال کم توجهی – بیش فعالی یا  ADHD اختلالی است که معمولا در زمان کودکی تشخیص داده می شود، ولی در بسیاری از موارد تا بزرگسالی ادامه می یابد.


علائم و نشانه های آن :

ADHD: علائم این اختلال در سه گروه دسته بندی می شوند


کم توجهی: (Inattention)

  •  پرت شدن حواس به آسانی، ناتمام گذاشتن یک فعالیت و به سرعت رفتن به سوی یک فعالیت دیگر

  • به سرعت خسته شدن از انجام یک عمل و بی حوصله شدن.

  • مشکل داشتن در تمرکز بر یک فعالیت و یا تمام کردن آن و مشکل در تمام کردن تکالیف مدرسه.

  •  گم کردن وسایل شخصی مربوط به خود و سایر اشیاء.

  • گوش نکردن یا بی توجهی به حرف های دیگران در هنگام صحبت با آنها.

  • خیال پردازی در طول روز (Daydreaming) و یا سرگردانی (Wandering) بدون داشتن انگیزه برای انجام فعالیتی خاص.

  •  مشکل داشتن در انجام دستورات و درخواست ها.

بیش فعالی: (Hyperactivity)

  • بی قراری، پیچ و تاب دادن بدن و مشکل در نشستن در یک جا.
  • صحبت کردن زیاد و بدون وقفه.
  • لمس کردن و بازی کردن با هر وسیله در دسترس.
  • انجام وظایف و فعالیت ها به همراه ایجاد سر وصدای فراوان.

عمل بدون تفکر: (Impulsivity)

  • انجام اعمال بدون توجه به نتایج و عواقب آنها و به زبان آوردن صحبت های نسنجیده.
  • نداشتن صبر در کلیه فعالیت ها، عدم رعایت نوبت و عدم علاقه به تقسیم چیزها و یا شریک شدن با دیگران.
  • پریدن به وسط صحبت دیگران

علائم و نشانه های فوق می تواند در هر دو گروه کودکان و بزرگسالان بروز نمایند، ولی برخی از آنها معمولا فقط در کودکان دیده می شوند. از سوی دیگر باید توجه داشت که کودکان مبتلا به ADHD معمولا بیشتر علائم فوق را با هم بروز می دهند و نشان دادن تعداد کمی از این علائم نشانه وجود  ADHD نمی باشد.


علل ایجاد ADHD

علت ایجاد این اختلال به درستی شناخته نشده است، ولی پژوهشگران تاثیر عوامل ژنتیکی و محیطی را در بروز این بیماری موثر می دانند

 


اختلال نافرمانی مقابله جویانه

اختلال نافرمانی مقابله جویانه

O.D.D  به معنای اختلال دفاعی مقابله ای است و والدین کودک یا نوجوانی که اغلب خشمگین و تحریک پذیر است، برای هرچیزی جر و بحث راه می اندازد، رفتار کینه توزانه و انتقام جویانه دارد، بیش از حد زودرنج و حساس است، فعالانه و عمدا از انجام درخواست های والدین سر باز می زند، باعث ناراحتی آنها می شود، در اشتباه ها و مشکلات خود دیگران را مقصر می داند و آنها را سرزنش می کند، باید به این اختلال شک کنند زیرا این رفتارهای مقابله جویانه معمولا در برابر افراد بزرگسالی رخ می دهد که کودک یا نوجوان با آنها آشناست؛ مانند والدین و در مواردی نیز معلمان و اولیای مدرسه.
گاهی هم این رفتارها فقط با والدین دیده می شود و در سایر موقعیت ها رفتار کودک یا نوجوان کاملا موجه است، بنابراین ممکن است این کودکان در هنگام معاینه بالینی نشانه های اندکی بروز دهند یا اصلا علامتی نشان ندهند پس دقت والدین و آگاهی آنها در تشخیص اهمیت بالایی دارد.
تظاهرات اختلال نافرمانی مقابله جویانه بدون استثناء در خانه بروز می کند ولی ممکن است در مدرسه یا در مقابل سایر بزرگسالان یا همسالانش ظاهر نشود.
این کودکان ممکن است در معاینه بالینی هیچ علامتی بروز ندهند یا علایم محدودی نشان دهند.
این اختلال در ارتباطات اجتماعی تداخل می کند  و ممکن است اعتماد بنفس فرد پایین بیاید، هم چنین ممکن است تحمل کم برای ناکامی، خلق اقسرده و حملات عصبانیت نیز وجود داشته باشد.


علت اختلال نافرمانی مقابله جویانه :

  • استعداد ذاتی برای ابراز وجود قاطعانه در این افراد
  • برخورد افراطی و لجبازی والدین جهت ثابت کردن حرف خودشان.
  • ضربات و آسیب های محیطی
  • بیماری یا ناتوانی های مزمن از قبیل عقب ماندگی ذهنی، موجب بروز رفتارهای مقابله جویانه برای دفاع در مقابل درماندگی می شود و فقدان عزت نفس.
  • روانکاوی: علت را تعارضات حل نشده در دوره مقعدی می داند.

دورهای لجبازی در ۱۸ ماهگی تا ۲۴ ماهگی و اوایل دوره نوجوانی اختلال محسوب نمی شود و بخشی از فرایند رشد طبیعی است


پرخاشگری در کودکان و نوجوانان

پرخاشگری در کودکان و نوجوانان

پرخاشگری یک نوع رفتاری است که از خشم و عصبانیت نشات می گیرد و به دو گروه تقسیم می شود:


1- پرخاشگری خصمانه:

رفتاری است که به منظور صدمه و آزار رساندن به دیگری یا دیگران ابراز می شود و هدف در آن صرفا آزار رساندن است.


2-پرخاشگری وسیله ای:

رفتاری است که فرد به وسیله آن خواستار به دست آوردن هدفی دیگر است و ابدا قصد حمله به دیگران یا اذیت کردن آنها را ندارد. (معمولا پرخاشگری کودکان از این نوع است)
 
جهت پرخاشگری ممکن است به دو صورت پرخاشگری درونی یا پرخاشگری بیرونی باشد.


الف- پرخاشگری درونی:

چنان چه جهت پرخاشگری به طرف درون باشد، کودک خشم خود را به درون خود می کشد و دچار خشم فرو خورده می شود. پیامد چنین عملی می تواند افسردگی و احتمالا خود آزاری و یا خودکشی باشد.


ب- خشم بیرونی:

کودک ممکن است خشم خود را به صورت رفتارهایی از قبیل فریاد کشیدن، به زمین کوبیدن یا پرتاب کردن اشیا بروز دهد.
 
ج- پرخاشگری و کج خلقی در کودکان چنان چه با علامت های دیگر همراه باشد می تواند نشانه هایی از افسردگی باشد.


د- به طور کلی خشونت و پرخاشگری بیشتر عامل بیرونی دارد.
 
ه- والدین و معلمان در درجه اول باید محرک های محیطی که باعث تحریک خشم و ایجاد خشونت در کودکان می شود را شناسایی و سپس برای رفع آن به کمک روان شناسان و متخصصان اقدام نمایند.

 


اختلال اضطرابی / جدایی

اختلال اضطرابی / جدایی

اختلال اضطراب جدایی یکی از زیرشاخه‌های اختلالات اضطرابی است. اختلال اضطراب جدایی، اختلال روانی است که در آن فرد به دلیل جدا شدن از خانه یا از کسانی که به آن‌ها دلبستگی و وابستگی عاطفی دارد دچار پریشانی، نگرانی و اضطراب شدید می‌شود.

اختلال اضطراب جدایی نیز همانند دیگر اختلالات روانی، جنبه‌های گوناگون زندگی مانند عملکرد تحصیلی، شغلی، روابط میان‌فردی، خانوادگی و اجتماعی را با چالش روبه‌رو می‌کند.

شاید کودکانی را دیده باشید که هیچ گاه از پدر و مادرشان دوری نمی‌کنند. به سختی به مدرسه می‌روند و هر روز برای رفتن به مدرسه گریه می‌کنند. در اتاقی جداگانه از پدر و مادرشان نمی‌خوابند. چنین کودکانی هنگامی که از پدر و مادرشان یا کسانی که به آن‌ها دلبستگی دارند دور

می‌شوند احساس ترس و نگرانی می‌کنند گریه می‌کنند یا دچار سر درد و تهوع می‌شوند. چنین کودکانی دچار اختلال اضطراب جدایی هستند. جالب است بدانید که این اختلال تنها در کودکان پدید نمی‌آید. بزرگسالان نیز ممکن است دچار اختلال اضطراب جدایی باشند.

 

تفاوت اختلال اضطراب جدایی و اضطراب جدایی :


برخی از مردم گمان می‌کنند که اضطراب جدایی و اختلال اضطراب جدایی یک چیز است اما چنین نیست. اضطراب جدایی و اختلال اضطراب جدایی دو چیز متفاوت هستند. اضطراب جدایی یک مرحله‌ی رشد طبیعی است که در نوزادان سالم با دلبستگی از نوع امن روی می‌دهد. اضطراب

جدایی بیش‌تر در ۱۲ تا ۱۸ ماهگی رخ می‌دهد اما اختلال اضطراب جدایی، نخستین بار در سال‌های پیش‌دبستانی دیده می‌شود. پس نکته‌ی مهمی که باید به یاد بسپاریم این است که اضطراب جدایی چیزی طبیعی در نوزادان است ولی اختلال اضطراب جدایی یک اختلال روانی است که به

روان‌درمانی نیازمند است.

میزان شیوع اختلال اضطراب جدایی از کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی کاهش می یابد و در کودکان کوچک‌تر از ۱۲ سال از همه بیش‌تر است. این اختلال به میزان مساوی در مردان و زنان دیده می‌شود. در جامعه اختلال اضطراب جدایی بیش‌تر در زنان دیده می‌شود. اختلال اضطراب جدایی

می‌تواند در هر سنی آغاز شود. آغاز این اختلال روانی در نوجوانی و بزرگسالی کم‌تر دیده شده است و بیش‌تر از کودکی آغاز می‌شود. چون کودکان خردسال بیش‌تر در خانه هستند و با پدر و مادر ارتباط دارند.

 


اختلال وسواس فکری عملی

اختلال وسواس فکری عملی

اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) یک اختلال اضطراب است که مشخصه‌ی آن افکار غیرقابل کنترل و ناخواسته و الگوهای مکرر رفتاری است که شما برای انجام آنها احساس اجبار می‌کنید. اگر OCD داشته باشید، احتمالا می‌دانید که افکار و رفتارهای وسواس‌‌گونه‌ی شما غیرمنطقی است، با وجود این، برای مقاومت در برابر این مشکل و رهایی از آن، احساس ناتوانی می‌کنید.
اختلال وسواس فکری-عملی مانند سوزنی که روی یک صفحه‌ی گرامافون قدیمی گیر کرده باشد، سبب می‌شود مغز، روی برخی افکار یا تمایلات، قفل کند. برای مثال، شاید برای اطمینان از بسته بودن شیر اجاق گاز یا تمیز بودن دست‌های‌تان، ۲۰ بار به سمت گاز بروید یا ۲۰ بار دست‌های‌تان را بشویید.

درک وسواس فکری و عملی


وسواس فکری عبارت است از افکار، تصاویر یا انگیزه‌هایی غیرارادی که به صورت مکرر در ذهن شما ایجاد می‌شود. این چیزی نیست که شما بخواهید، اما توان جلوگیری از آن را هم ندارید. متأسفانه، این افکار وسواس‌گونه، اغلب ناراحت‌کننده و مزاحم هستند.
وسواس عملی، رفتار یا الگوهای مکرر رفتاری است که شما نسبت به انجام مکرر آن، احساس تمایل می‌کنید. وسواس عملی، معمولا در تلاش برای از بین بردن وسواس فکری انجام می‌شود.
برای نمونه، اگر از آلودگی می‌ترسید، تمایل به نظافت اساسی در شما ایجاد می‌شود. با این حال، آرامش حاصل از این کار، هرگز پایدار نیست. در واقع، افکار وسواس‌گونه، هر بار قوی‌تر از قبل بروز می‌کنند و اغلب منجر به اضطراب می‌شوند، زیرا نسبت به گذشته، سخت‌تر و زمان‌گیرتر می‌شوند. این دور باطلِ OCD است.


اختلال افسردگی

اختلال افسردگی

جزو اختلالات خلقی طبقه بندی شده است. افسردگی با احساس فقدان، خشم و غم و اندوه همراه است که باعث مختل شدن فعالیتهای روزمره ی فرد می شود.
در تعریف خلق باید گفت، احساس درونی نافذ و پایداری که در آن درک و نگرش فرد نسبت به خود ، دیگران و در کل نسبت به محیط اطراف عمیقا تحت تاثیر قرار میگیرد.
در مطالعات اخیر مشخص شده است که اختلال افسردگی اساسی در بین تمامی اختلالات روانپزشکی، بیشترین شیوع را در کل دوران زندگی افراد دارد. این آمار نشان دهنده ی آن است که این بیماری بسیار شایع و رایج است.
افراد به روشهای مختلفی افسردگی را تجربه می کنند. افسردگی ممکن است در کار روزانه شما مشکل ایجاد کند و میزان بهره وری شما را کاهش بدهد. همچنین میتواند بر روابط و برخی از حالتهای جسمی شما تاثیر گذارد.
به این نکته توجه داشته باشید که گاهی اوقات داشتن غم و اندوه و یا احساس کمبود، بخشی عادی از زندگی است. در زندگی همه درگیر اتفاقات غم انگیز و ناراحت کننده می شوند. اما اگر به طور مرتب احساس بدبختی و ناامیدی دارید، ممکن است دچارافسردگی شده باشید.
افسردگی یک اختلال جدی محسوب می شود و می تواند بدون پیگیری و درمان صحیح تشدید شود.
با این وجود افرادی که بطور آگاهانه در صدد درمان بر آمده و پیگیری دارند در طی چند هفته بهبودی علائم و حالات خود را متوجه می شوند.

 


اختلالات اتیسم

اختلالات اتیسم

اوتیسم یا درخودماندگی یک بیماری عصبی‌رفتاری پیچیده است که شامل نقایصی در تعاملات اجتماعی، مهارت‌های گفتاری و ارتباطی همراه‌با رفتار‌های خشک و تکراری است. به‌علت طیف وسیع علایم این بیماری به این بیماری اختلال طیف اوتیسم (ASD) گفته می‌شود.

این گستره طیف وسیعی از علایم، مهارت‌ها و سطوحی از نقایص را در بر می‌گیرد. ASD می‌تواند از نقصی که موجب بروز محدودیت‌های جزئی در کودکان مبتلا به اوتیسم دارای مشکلاتی در زمینه‌ی ارتباط برقرار کردن هستند. آن‌ها در زمینه‌ی درک افکار و احساس دیگران مشکل دارند و نمی‌توانند احساسات خود را بوسیله‌ی کلمات یا حرکات، حالات چهره و لمس کردن بیان کنند. یک کودک مبتلا به ASD که خیلی حساس است، ممکن است با شنیدن صداها، لمس کردن، بوها یا مشاهده‌ی صحنه‌هایی که برای دیگران طبیعی به نظر می‌رسد، دچار مشکل شده و حتی درد بکشد. کودکان اوتیسمی ممکن است دارای حرکات بدنی تکراری و تقلیدی مانند تکان خوردن مداوم، قدم زدن یا حرکات تکراری دست باشند. آن‌ها ممکن است واکنش‌های غیرطبیعی دربرابر دیگران داشته باشند، به اشیاء بچسبند، در مقابل تغییر در روال‌های خود مقاومت کنند یا اینکه دارای رفتار تهاجمی یا آسیب به خود باشند. در برخی مواقع ممکن است به‌نظر برسد که آن‌ها توجهی به مردم، اشیاء یا فعالیت‌های اطراف خود ندارند. برخی از کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است دچار تشنج شوند و گاهی هم این تشنج‌ها تا زمان نوجوانی بروز نمی‌کنند.
برخی افراد مبتلا به اوتیسم تا حدودی از نظر شناختی دچار مشکل هستند. برخلاف اختلال شناختی معمول‌تر که ویژگی آن تأخیر نسبی برابر در تمام حوزه‌های توسعه است، افراد اوتیسمی توسعه‌ی مهارتی نابرابری را از خود نشان می‌دهند. آن‌ها ممکن است دارای مشکلاتی در حوزه‌های خاص به‌ویژه در مسئله‌ی ارتباط برقرار کردن با دیگران باشند. اما بااین‌حال ممکن است دارای مهارت‌های توسعه‌یافته‌ی غیرمعمولی در دیگر ابعاد مانند نقاشی، ساخت موسیقی، حل مسائل ریاضی یا به‌خاطر سپردن موضوعات باشند. آن‌ها ممکن است در آزمون‌های هوش غیر زبانی نمره‌ی متوسط و حتی بالاتر از متوسط بگیرند.
علایم اوتیسم به‌طور معمول طی سه سال اول زندگی تظاهر می‌یابند. برخی کودکان از بدو تولد نشانه‌هایی دارند. برخی ظاهرا ابتدا طبیعی هستند ولی ناگهان وقتی به سن ۳۶-۱۸ ماهگی می‌رسند، این علایم را بروز می‌دهند. با‌این‌حال برخی از افراد، علایم اختلالات ارتباطی را تا زمانی‌که تقاضای محیطی از حد توانایی‌هایشان فراتر نرود، نشان نمی‌دهند. میزان شیوع اوتیسم درمیان پسران چهار برابر دختران است و به‌نظر نمی‌رسد که این بیماری دارای مرزهای نژادی، قومی یا اجتماعی باشد. درآمد خانواده، سبک زندگی یا سطح تحصیلات والدین تأثیری روی احتمال ابتلای یک کودک به اوتیسم ندارند.

 


اختلالات تغذیه و خوردن

اختلالات تغذیه و خوردن

در DSM-5، اختلالات تغذیه و خوردن با اختلال مداوم در خوردن و رفتار مرتبط با خوردن مشخص می شود؛ که به تغییر مصرف و جذب غذا منجر می شود و سلامت جسمی یا عملکرد روانی و اجتماعی را مختل می کند.
این اختلالات در حال حاضر در یک فصل مجزا و جامع با عنوان « اختلالات تغذیه و خوردن » قرار داده شده است.
علایم شناختی و خود گزارشی کمتر مورد تاکید است و بیشتر به تظاهرات رفتاری این اختلال توجه می شود، به خصوص برای کودکان که هنوز ظرفیت استدلال انتزاعی ندارند
در DSM-5 اختلالات خوردن (ED)به اختلالات تغذیه و خوردن ( FED) تغییر نام یافت.

شامل چهار طبقه بندی تشخیصی جدید است:

  • اختلال پرخوری
  • اختلال هرزه خواری
  • اختلال نشخوار
  • اختلال مصرف غذای دوری جو/ محدود کننده

اختلال در تغذیه، نوعی بیماری است که فرد را به سمت پرخوری، گرسنگی دادن به خود یا دیگر رفتارهای ناسالم تغذیه ای که مربوط به غذا و وزن بدن می شود، سوق می دهد. این اختلالات _ پرخوری، بی اشتهایی عصبی، بولیمیا _ عادات بد ساده ای نیستند. این مشکلات با زندگی روزانه تداخل دارند و درمان نکردن آن ها مشکلاتی جدی برای سلامت فرد به دنبال دارد.

بسیاری از ما گاهی پرخوری می کنیم، اختلال پرخوری با این حالت فرق دارد. افرادی که این اختلال را دارند، هنگام پرخوری کنترل خود را از دست می دهند. به همین دلیل کسانی که پرخوری می کنند، با سرعت بیشتری نسبت به حالت عادی غذا می خورند. این افراد ممکن است آنقدر پرخوری کنند که به شکل آزار دهنده ای پر شوند و یا زمانی پرخوری کنند که اصلا احساس گرسنگی ندارند. افرادی که این مشکل را دارند ممکن است با احساس استرس، خستگی، افسردگی به پرخوری رو بیاورند.
احساس گناه، شرمندگی و یا افسردگی پس از پرخوری برای کسانی که اختلال پرخوری دارند، حس آشنایی است. این احساسات یک چرخه ی نادرست را برای فرد ایجاد کنند. به این صورت که فرد پس از پرخوری، دچار افسردگی و احساس گناه می شود. همین پریشانی روحی، دوباره فرد را به سمت پرخوری بیشتر سوق می دهد. احساس شرم و گناه در افرادی که اختلال پرخوری دارند ممکن است باعث شود این کار را مخفیانه انجام دهند که در این حالت، تشخیص این بیماری سخت می شود.


مشکلات مرتبط با خواب در کودکان و نوجوانان

مشکلات مرتبط با خواب در کودکان و نوجوانان

زندگی امروزه نوجوانان پرمشغله و دارای تغییر یکنواختی است. آنها مسئولیت های زیادی در مدرسه و خانه دارند، زندگی اجتماعی آنها در حال گسترش، استقلال در حال رشد است و برای آینده خود نیز اهدافی در سردارند. نوجوانی زمان مهمی برای جهش فیزیکی، هیجانی و عقلانی است که این فرآیندهای مهم با خواب تقویت می شوند. خواب خوب و کافی برای رشد، پرورش و داشتن یک زندگی با کیفیت حائز اهمیت است.
با این حال بسیاری از اوقات اغلب نوجوانان خواب کافی ندارند. عادات بیقراری هر روزه، سوءمدیریت زمان و نداشتن انتخاب های سالم و اغلب برنامه خواب نامتناسب در دنیای پیرامون آنها، همه و همه دست به دست هم می دهند تا نوجوانان در معرض خطر بالاتر محرومیت از خواب قرار گیرند. براساس تحقیقات، نوجوانان میزانی کمتر از 15درصد خواب، کمتر از حد نیاز را دریافت می کنند. خواب ناکافی نوجوانان را با چالش هایی در سلامتی، امنیت، عملکرد و توانایی یادگیری روبرو می سازد.
در طی نوجوانی، جهت چرخه خواب و بیداری نوجوانان تغییری زیستی می یابد و آزادسازی ملاتونین بعد از عصر و  معمولاً در ساعت 11 شب نمود می یابد و دوباره در صبح روز بعد افت می کند. این تغییر زیستی به ساعت زیستی بدنی گرگ خو تغییر می یابد که دلیل با اشتیاق و پر انرژی بودن نوجوانان در اواخر روز و غروب ولی به سختی و زیر لب سلام گفتن یا دیر جفت کردن کفش های خود در صبح را تبیین می کند.
ساعت زیستی بدن نوجوانان که به عنوان سندرم خواب تأخیری نیز معروف است، موجب می شود نوجوان با برنامه های عادی به ویژه با زمان های شروع تحصیل در صبح اول وقت بیگانه باشند. در سال های اخیر نوجوانان به سمت تغییر این جدایی بین برنامه های زیستی طبیعی و برنامه تحصیلی خود گرایش دارند. مدارس سراسر کشور سعی در مدنظر قرار دادن پذیرفتن دانش آموزان بعد از زمان های شروع کلاس را دارند.


نوجوانان به چه میزان خواب نیاز دارند؟


نوجوانان بین 8 تا10ساعت خواب شبانه، برای برطرف شدن نیاز به خواب و عملکرد بهتر در طی ساعات بیداری نیاز دارند. به دلیل آنکه بدن های آنها به طور زیستی برای بیدار ماندن تا دیر وقت برنامه ریزی شده است، زود به خواب رفتن براساس عادت روزمره برای نوجوان مشکل ساز است.
در نوجوانی شکل گیری برنامه های خواب ناسازگار امری متداول است. بسیاری از نوجوانان با بیدار بودن تا دیروقت و صبح زود بیدار شدن در طی هفته سعی می کنند روزهای تعطیل را به عنوان راه جبران افزایش کم خوابی خود تا دیروقت بخوابند. اما با این کار فقط بیش خوابی در تعطیلات تقویت شده و تأخیر در ساعت زیستی آنها بیشتر می شود و در نتیجه خواب و بیداری در طی ساعات معقول هفته دشوارتر خواهد شد.
این برنامه خوابی نامنظم ایجاد چرخه نادرست را منجر می شود که در آن  نوجوانان در طی هفته با کم خوابی رو به رشد، کشمکش با هوشیاری در روز و افزایش مضاعف خستگی در گذر هفته مواجهه می شوند. در آخر هفته که آنها خسته اند و آماده خواب، چرخه دوباره شروع به کار می کند.